مادر- فرشته امدادی

خوشبختی توی دست های مادرم جمع بود

وقتی با دستاش روی موهامو نوازش کرد

تنها برای خاطر آسایش و شادیم

با صدهزار تا دردِ سرتا پاش سازش کرد

درمانگر- فرشته امدادی

عاقلی دیوانه ام

درمان شدم با درد عشق